موضوعها
شب در شعر پنج شاعر
نزدیکترین ابیاتِ هر شاعر به این موضوع، برگزیده با جستوجوی معنایی؛ هر بیت به شعر کاملش پیوند دارد.
حافظ دربارهٔ شب
- غزل شماره ۲۳۷
بسم حکایت دل هست با نسیم سحرولی به بخت من امشب سحر نمی آید
- غزل شماره ۶
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهیبه پیام آشنایان بنوازد آشنا را
- غزل شماره ۱۹
شب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاست
- غزل شماره ۳۰۲
سایه افکند حالیا شب هجرتا چه بازند شب روان خیال
- غزل شماره ۴۳۲
در انتظار رویت ما و امیدواریدر عشوه وصالت ما و خیال و خوابی
- غزل شماره ۴۵۲
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چندبه عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
- غزل شماره ۲۶۱
بدان مثل که شب آبستن است روز از توستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز
- شماره ۱۳
شبی وصال سحرگه ز بخت خواسته امکه با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز
خیام دربارهٔ شب
- رباعی شماره ۱۰۳
و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنمبنشسته و بامداد برخاسته گیر
- رباعی ۱۱۴
یعنی که: نمودند در آیینه صبحکز عمر شبی گذشت و تو بیخبری!
- رباعی ۱۲
ره زین شب تاریک نبردند به روز،گفتند فسانه ای و در خواب شدند.
- رباعی ۱۱۵
وقت سحر است، خیز ای مایه ناز،نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز،
- رباعی شماره ۱۲۷
تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیمچون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم
- رباعی شماره ۵۴
ره زین شب تاریک نبردند برونگفتند فسانه ای و در خواب شدند
- رباعی شماره ۶۶
ساقی غم فردای حریفان چه خوریپیش آر پیاله را که شب میگذرد
- رباعی شماره ۱۱۰
وقت سحر است خیز ای طرفه پسرپر باده لعل کن بلورین ساغر
- بخش ۲
شبی تا برآمد ز کوه آفتابدو تن را سر اندر نیامد به خواب
- بخش ۲
چو شب تیره شد رای خواب آمدشاز اندیشه دل شتاب آمدش
- بخش ۲ - آغاز داستان
به شب چیزهایی نمایم بخوابکه آهستگان را کنم پرشتاب
- بخش ۱۵
شب آمد پر اندیشه پیچان بخفتتو گفتی که با درد و غم بود جفت
- داستان کاموس کشانی
شب تیره را تا سپیده دمانبیاید بره بر نجوید زمان
- بخش ۲
شب آید یکی چشمه رخشان کندنهفته کسی را خروشان کند
- بخش ۱۹
شب تیره ز اندیشه پیچان بخفتهمه شب دلش با ستم بود جفت
- بخش ۹ - داستان کسری با بوزرجمهر
نبد روزش آرام و شب جای خوابتنش پر ز سختی دلش پرشتاب