- قصیده شماره ۵۴ - در ستایش
به اتفاق همایون و طلعت میموندری ز شادی بر روی خلق بگشادی
- غزل ۱۹۱
سعدیا غنچه سیراب نگنجد در پوستوقت خوش دید و بخندید و گلی رعنا شد
- غزل ۱۸۳
چو تلخ عیشی من بشنوی به خنده درآیکه گر به خنده درآیی جهان شکر گیرد
- حکایت
شهنشه ز شادی چو گل بر شکفتبخندید در روی درویش و گفت
- غزل ۳۰
گر خردمندی از اوباش جفایی بیندشادمان گردد و دیگر به سر غم نشود
- رباعی شماره ۵۵
وقت گل و روز شادمانی آمدآن شد که به سرما نتوانی آمد
- حکایت
دهانی به خنده چو گل باز کردچو بلبل به صوتی خوش آغاز کرد
- غزل ۹۰
سرمست درآمد از درم دوستلب خنده زنان چو غنچه در پوست