- غزل ۳۵۳
رفیق مهربان و یار همدمهمه کس دوست می دارند و من هم
- غزل ۵۶۱
دوستان معذور دارند از جوانمردی و رحمتگر بنالد دردمندی یا بگرید بی قراری
- غزل ۲۴۷
با دوست باش گر همه آفاق دشمنندکو مرهمست اگر دگران نیش می زنند
- بیت ۶۱
هر که با من بدست و با تو نکودل منه بر وفای صحبت او
- غزل ۵۳۲
دوستان گیرند و دلداران ولیکمهربان نشناسد الا واحدی
- شماره ۷۶
دوستان سخت پیمان را ز دشمن باک نیستشرط یار آنست کز پیوند یارش نگسلد
- غزل ۲۶۱
آن دوست که ما را به ارادت نظری هستبا او مگر او را به عنایت نظری بود
- غزل ۴۶۸
دوستان هرگز نگردانند روی از مهر دوستنی معاذالله قیاس دوست از دشمن مکن