- رباعی شماره ۲۲
چندین سر و پای نازنین از سر و دستاز مهر که پیوست و به کین که شکست
- رباعی شماره ۱۴۷
می خوردن و گرد نیکوان گردیدنبه زانکه بزرق زاهدی ورزیدن
- رباعی شماره ۱۷۱
میکرد دلیر کوزه را دسته و سراز کله پادشاه و از دست گدای
- رباعی شماره ۵۵
آن را که به صحرای علل تاخته اندبی او همه کارها بپرداخته اند
- رباعی ۲۴
بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشکدر طبل زمین و حقه خاک نهاد!
- رباعی ۷۱
می کرد دلیر کوزه را دسته و سر،از کله پادشاه و از دست گدای!
- رباعی ۴۴
چندین سر و ساق نازنین و کف دست،از مهر که پیوست و به کین که شکست؟
- رباعی ۵۳
بزمی است که وامانده صد جمشید است،گوری است که خوابگاه صد بهرام است!