- غزل ۲۹۹
اکنون که بی وفایی یارت درست شددر دل شکن امید که پیمان شکست یار
- غزل ۲۴۴
یار با ما بی وفایی می کندبی گناه از من جدایی می کند
- حکایت شماره ۱۴
نه ما را در میان عهد و وفا بودجفا کردی و بد عهدی نمودی
- غزل ۴۹۴
ای یار جفاکرده پیوندبریدهاین بود وفاداری و عهد تو ندیده
- تکه ۲۴
وفا را به عهد تو دشمن گرفتمچو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی
- غزل ۲
آن همه دلداری و پیمان و عهدنیک نکردی که نکردی وفا
- غزل ۴۷
هر که به جور رقیب یا به جفای حبیبعهد فرامش کند مدعی بی وفاست
- غزل ۳۷۷
شکست عهد مودت نگار دلبندمبرید مهر و وفا یار سست پیوندم