اینزیب · موضوع‌ها

جست‌وجوی «زندگی»

20 شعر در این صفحه؛ نتیجهٔ جست‌وجوی واژگانی و معنایی با هم. هر عنوان به شعر کامل پیوند دارد.

همهٔ شاعران · حافظ · خیام · سعدی · فردوسی · مولوی

غزل ۴

سعدی · غزلیات

غافلند از زندگی مستان خوابزندگانی چیست مستی از شراب

غزل ۱۸۳

سعدی · غزلیات

به خسته برگذری صحتش فرازآیدبه مرده درنگری زندگی ز سر گیرد

سر آغاز

سعدی · باب دوم در احسان

غم خویش در زندگی خور که خویشبه مرده نپردازد از حرص خویش

قصیده شماره ۲۰

سعدی · قصاید

چو نیک و بد به سر آید جهان همان بهترکه زندگی همه بر طبع شادمانه کند
هر آنچه خاطر موری ازو بیازارداگر چه آب حیاتست از آن کرانه کند
درین سرای که اول ز آخرش عدمستبه خلق خوش طلب عمر جاودانه کند

قصیده شماره ۱۰ - در نصیحت و ستایش

سعدی · قصاید

جهان بر آب نهادست و زندگی بر بادغلام همت آنم که دل بر او ننهاد
وجود عاریتی خانه ایست بر ره سیلچراغ عمر نهادست بر دریچه باد

حکایت شماره ۴

سعدی · باب اول در سیرت پادشاهان

ابر اگر آب زندگی باردهرگز از شاخ بید بر نخوری
با فرومایه روزگار مبرکز نی بوریا شکر نخوری

غزل ۲۵۸

سعدی · غزلیات

مرا راحت از زندگی دوش بودکه آن ماه رویم در آغوش بود
به دیدار و گفتار جان پرورشسراپای من دیده و گوش بود

حکایت در معنی شفقت

سعدی · باب اول در عدل و تدبیر و رای

مرا راحت از زندگی دوش بودکه آن ماهرویم در آغوش بود
وگر زنده دارد شب دیر تازبخسبند مردم به آرام و ناز

ذکر وفات امیرفخرالدین ابی بکر طاب ثراه

سعدی · مراثی

جهان بر آب نهادست و زندگی بر بادبر آب و باد کجا باشد اعتماد نشست؟

حکایت ذوالنون مصری

سعدی · باب چهارم در تواضع

که گر خاک شد سعدی، او را چه غم؟که در زندگی خاک بوده ست هم

غزل ۱۷۳

سعدی · غزلیات

زندگانی نتوان گفت و حیاتی که مراستزنده آنست که با دوست وصالی دارد

غزل ۱۷۰

سعدی · غزلیات

برون از خوردن و خفتن حیاتی هست مردم رابه جانان زندگانی کن بهایم نیز جان دارد

غزل ۵۶۱

سعدی · غزلیات

زندگانی صرف کردن در طلب حیفی نباشدگر دری خواهد گشودن سهل باشد انتظاری
هر که منظوری ندارد عمر ضایع می گذارداختیار اینست دریاب ای که داری اختیاری

غزل ۲۲۴

سعدی · غزلیات

زندگانی چیست مردن پیش دوستکاین گروه زندگان دل مرده اند

غزل ۲۴۵

سعدی · غزلیات

هر که بی او زندگانی می کندگر نمی میرد گرانی می کند
برف پیری می نشیند بر سرمهمچنان طبعم جوانی می کند

غزل ۶۲

سعدی · غزلیات

بیا تا به از زندگانی به دستتچه افتاد تا صرف شد زندگانی
همین حاصلت باشد از عمر باقیاگر همچنینش به آخر رسانی
ز صورت پرستیدنت می هراسمکه تا زنده ای ره به معنی ندانی

حکایت درویش با روباه

سعدی · باب دوم در احسان

که چون زندگانی به سر می برد؟بدین دست و پای از کجا می خورد؟

حکایت شماره ۱۲

سعدی · باب اول در سیرت پادشاهان

آن چنان بد زندگانی مرده به

شماره ۱۹۰

سعدی · قطعات

چنان زندگانی کن ای نیکرایبه وقتی که اقبال دادت خدای

شماره ۵۲

سعدی · غزلیات

بادست غرور زندگانیبرقست لوامع جوانی
دریاب دمی که می توانیبشتاب که عمر در شتابست